چقدر شب های ۲۷ سالگی ام
با ۲۶ سالگی فرق دارد
چقدر کودک و چقدر پیر شده ام
چقدر یکباره فرو ریختم و بی آرزو شدم...
برچسب: نویسنده: متین حیدریان تاريخ: شنبه 10 اسفند 1398 ساعت: 12:16
عشق یعنی اینکه تموم دلخوشیت چشماش باشه
تموم زندگیت نگاه پاک و معصومش باشه
عشق یعنی اینکه دلت فقط به اسمش خوش باشه
وقتی اسمش میاد دلت بلرزه...
عشق یعنی اشک های یواشکی موقع شنیدن صداش
یعنی مردن برای صداش
عشق یعنی خواستنش تا سر حد مرگ
و نداشتنش تا سر حد مرگ
عشق یعنی شمردن روزهایی ک از آخرین دیدار گذشته...
عشق یعنی روزی هزار بار مردن و زنده شدن...
برچسب: نویسنده: متین حیدریان تاريخ: شنبه 10 اسفند 1398 ساعت: 12:16
چقدر آمدنت سنگین بود...
چقدر حس غریبگی دارم
انگار مرا برده ای به جایی که امیدی به بازگشت نداشته باشم
برچسب: نویسنده: متین حیدریان تاريخ: شنبه 10 اسفند 1398 ساعت: 12:16
برچسب: نویسنده: متین حیدریان تاريخ: شنبه 10 اسفند 1398 ساعت: 12:16